به عنوان رایجترین تجهیزات در عمل بالینی، مانیتور بیمار چند پارامتری نوعی سیگنال بیولوژیکی برای تشخیص طولانی مدت و چند پارامتری وضعیت فیزیولوژیکی و پاتولوژیک بیماران در بیماران بدحال است و از طریق تجزیه و تحلیل و پردازش خودکار و بلادرنگ، تبدیل به موقع به اطلاعات بصری، زنگ هشدار خودکار و ثبت خودکار رویدادهای بالقوه تهدیدکننده زندگی را انجام میدهد. علاوه بر اندازهگیری و نظارت بر پارامترهای فیزیولوژیکی بیماران، میتواند وضعیت بیماران را قبل و بعد از دارو و جراحی نیز رصد و مدیریت کند، به موقع تغییرات در وضعیت بیماران بدحال را کشف کند و مبنایی اساسی برای پزشکان فراهم کند تا به درستی تشخیص داده و برنامههای پزشکی تدوین کنند و در نتیجه مرگ و میر بیماران بدحال را تا حد زیادی کاهش دهند.
با توسعه فناوری، موارد نظارتی مانیتورهای بیمار چند پارامتری از سیستم گردش خون به سیستم های تنفسی، عصبی، متابولیک و سایر سیستم ها گسترش یافته است.این ماژول همچنین از ماژول رایج ECG (ECG)، ماژول تنفسی (RESP)، ماژول اشباع اکسیژن خون (SpO2)، ماژول فشار خون غیرتهاجمی (NIBP) به ماژول دما (TEMP)، ماژول فشار خون تهاجمی (IBP)، ماژول جابجایی قلب (CO)، ماژول جابجایی مداوم قلب غیرتهاجمی (ICG) و ماژول دی اکسید کربن پایان تنفس (EtCO2)، ماژول مانیتورینگ الکتروانسفالوگرام (EEG)، ماژول مانیتورینگ گاز بیهوشی (AG)، ماژول مانیتورینگ گاز از طریق پوست، ماژول مانیتورینگ عمق بیهوشی (BIS)، ماژول مانیتورینگ شل شدن عضلات (NMT)، ماژول مانیتورینگ همودینامیک (PiCCO) و ماژول مکانیک تنفسی گسترش یافته است.
در مرحله بعد، به چندین بخش تقسیم میشود تا مبانی فیزیولوژیکی، اصول، توسعه و کاربرد هر ماژول معرفی شود.بیایید با ماژول الکتروکاردیوگرام (ECG) شروع کنیم.
۱: مکانیسم تولید الکتروکاردیوگرام
کاردیومیوسیتهای توزیعشده در گره سینوسی، محل اتصال دهلیزی-بطنی، مسیر دهلیزی-بطنی و شاخههای آن، در طول تحریک، فعالیت الکتریکی ایجاد میکنند و میدانهای الکتریکی را در بدن ایجاد میکنند. قرار دادن یک الکترود پروب فلزی در این میدان الکتریکی (در هر کجای بدن) میتواند جریان ضعیفی را ثبت کند. میدان الکتریکی با تغییر دوره حرکت، بهطور مداوم تغییر میکند.
به دلیل خواص الکتریکی متفاوت بافتها و قسمتهای مختلف بدن، الکترودهای اکتشافی در قسمتهای مختلف، تغییرات پتانسیل متفاوتی را در هر چرخه قلبی ثبت کردند. این تغییرات پتانسیل کوچک توسط یک الکتروکاردیوگراف تقویت و ثبت میشوند و الگوی حاصل، الکتروکاردیوگرام (ECG) نامیده میشود. الکتروکاردیوگرام سنتی از سطح بدن ثبت میشود که الکتروکاردیوگرام سطحی نامیده میشود.
۲:تاریخچه فناوری الکتروکاردیوگرام
در سال ۱۸۸۷، والر، استاد فیزیولوژی بیمارستان مری انجمن سلطنتی انگلستان، با موفقیت اولین مورد الکتروکاردیوگرام انسان را با یک الکترومتر مویرگی ثبت کرد، اگرچه فقط امواج V1 و V2 بطن در شکل ثبت شده بودند و امواج P دهلیزی ثبت نشده بودند. اما کار بزرگ و پربار والر، ویلم اینتهوون را که در جمع حضار بود، الهام بخشید و زمینه را برای معرفی نهایی فناوری الکتروکاردیوگرام فراهم کرد.
------------------------ (آگوستوس دیزیر وال) ---------------------------------------- (والر اولین نوار قلب انسان را ثبت کرد) ------------------------------------------------------------------ (الکترومتر مویرگی) ------------
۱۳ سال بعد، اینتهوون خود را کاملاً وقف مطالعه الکتروکاردیوگرامهای ثبتشده توسط الکترومترهای مویرگی کرد. او تعدادی از تکنیکهای کلیدی را بهبود بخشید، با موفقیت با استفاده از گالوانومتر رشتهای، الکتروکاردیوگرام سطح بدن که روی فیلم حساس به نور ثبت میشد، موج P دهلیزی، دپلاریزاسیون بطنی B، C و موج D رپلاریزاسیون را ثبت کرد. در سال ۱۹۰۳، الکتروکاردیوگرامها به صورت بالینی مورد استفاده قرار گرفتند. در سال ۱۹۰۶، اینتهوون به ترتیب الکتروکاردیوگرامهای فیبریلاسیون دهلیزی، فلوتر دهلیزی و ضربان زودرس بطنی را ثبت کرد. در سال ۱۹۲۴، اینتهوون به دلیل اختراع ثبت الکتروکاردیوگرام، جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد.
--------------------------------------------------------------------------------------- الکتروکاردیوگرام کامل و واقعی ثبت شده توسط اینتهوون---------------------------------------------------------------------------------------------------------
۳: توسعه و اصول سیستم سرب
در سال ۱۹۰۶، اینتهوون مفهوم لید دوقطبی اندام را پیشنهاد کرد. پس از اتصال الکترودهای ثبت در بازوی راست، بازوی چپ و پای چپ بیماران به صورت جفت، او توانست الکتروکاردیوگرام لید دوقطبی اندام (لید I، لید II و لید III) را با دامنه بالا و الگوی پایدار ثبت کند. در سال ۱۹۱۳، الکتروکاردیوگرام استاندارد دوقطبی هدایت اندام رسماً معرفی شد و به مدت ۲۰ سال به تنهایی مورد استفاده قرار گرفت.
در سال ۱۹۳۳، ویلسون سرانجام الکتروکاردیوگرام لید تکقطبی را تکمیل کرد که موقعیت پتانسیل صفر و ترمینال الکتریکی مرکزی را طبق قانون جریان کیرشهف تعیین میکرد و سیستم ۱۲ لید شبکه ویلسون را تأسیس کرد.
با این حال، در سیستم ۱۲ لید ویلسون، دامنه شکل موج الکتروکاردیوگرام ۳ لید اندامی تک قطبی VL، VR و VF پایین است که اندازهگیری و مشاهده تغییرات آن آسان نیست. در سال ۱۹۴۲، گلدبرگر تحقیقات بیشتری انجام داد که منجر به لیدهای اندامی تحت فشار تک قطبی شد که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند: لیدهای aVL، aVR و aVF.
در این مرحله، سیستم استاندارد ۱۲ لید برای ثبت ECG معرفی شد: ۳ لید دوقطبی اندام (Ⅰ، Ⅱ، Ⅲ، Einthoven، ۱۹۱۳)، ۶ لید تکقطبی سینه (V1-V6، Wilson، ۱۹۳۳) و ۳ لید تکقطبی اندام فشاری (aVL، aVR، aVF، Goldberger، ۱۹۴۲).
۴: چگونه سیگنال ECG خوبی دریافت کنیم
۱. آمادهسازی پوست. از آنجایی که پوست رسانای ضعیفی است، برای به دست آوردن سیگنالهای الکتریکی ECG خوب، مراقبت مناسب از پوست بیمار در محل قرارگیری الکترودها ضروری است. الکترودهای صاف با عضله کمتر را انتخاب کنید.
پوست باید طبق روشهای زیر درمان شود: ۱. موهای بدن را در محل قرارگیری الکترود بردارید. به آرامی پوست محل قرارگیری الکترود را مالش دهید تا سلولهای مرده پوست از بین بروند. ۳. پوست را کاملاً با آب و صابون بشویید (از اتر و الکل خالص استفاده نکنید، زیرا این کار مقاومت پوست را افزایش میدهد). ۴. قبل از قرار دادن الکترود، اجازه دهید پوست کاملاً خشک شود. ۵. قبل از قرار دادن الکترودها روی بیمار، گیره یا دکمه نصب کنید.
۲. به نگهداری سیم رسانایی قلب توجه کنید، از پیچاندن و گره زدن سیم سربی خودداری کنید، از آسیب دیدن لایه محافظ سیم سربی جلوگیری کنید و به موقع آلودگی روی گیره یا سگک سربی را تمیز کنید تا از اکسیداسیون سرب جلوگیری شود.
زمان ارسال: ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳